محمد تقي جعفري
45
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نمودهاى مورد بررسى را منهاى آن عقيده و ايده مورد مطالعه قرار بدهد . اين نوع دخالت در شناخت نمودهاى يك جامعه بىشباهت به دخالت خصوصيتهاى موضعگيرى فيزيكدان در شناختهاى فيزيكى نيست . همه مىدانند كه اگر فيزيكدان يك حكم كلى در زمين ما در بارهء سقوط اجسام نمايد ، با موضع گيرى خاص ، يعنى او در زمين است و عامل سقوط اجسام در زمين يكى از عناصر موضعگيرى او را تشكيل داده و به نتيجهء مزبور رسيده است . مانند كسى كه مىگويد : فلان كوه را كه من ديدم بسيار مرتفع است ، مىدانيم كه نزديكى به آن كوه است كه اين تماشاگر را به آن نتيجه رسانيده است كه كوه را بسيار مرتفع بداند . و مانند تماشاگر ابتدايى به پنكهء برقى در حالت سرعت حركت كه خواهد گفت : من در بالاى سرم يا در مقابلم يك دايره مىبينم . براى رفع خطر اين نوع دخالت كافى است كه بررسى كننده از يك جملهء كوتاه « براى من چنين مىنمايد » استفاده نموده و سيستم شناسائى را براى ديگران باز بگذارد . بنا بر اين ، مطلبى را كه دوركيم بعنوان نخستين و اساسىترين قاعدهء جامعه شناسى معرفى مىكند : « بايستى وقايع اجتماعى را ، شيء يا امرى جدا از متفكر بشماريم » ( 1 ) و ايتهد در توصيف تاريخ گيبون جملهء بسيار قابل توجه دارد ، او مىگويد « گيبون در بارهء بروز و اعتلاء و سقوط امپراطورى رم ، تاريخى خوب نوشته است ، ولى عينك قرن 19 به چشمانش . » يا اين عبارت كه « با وقايع اجتماعى مانند شيء بايد رفتار كرد » ( 2 ) آرزو و توصيه ايست كه هرگز قابل تحقق نيست . نوع دوم - دخالت ثانوى و آگاهانه در شناخت يك جامعه و تجزيه و تحليل آن است .
--> ( 1 ) قواعد روش جامعه شناسى - دوركيم ترجمهء دكتر على محمد كاردان ص 38 . ( 2 ) همان مأخذ ص 69 .